close
تبلیغات در اینترنت
آزادى بيان از ديدگاه امام علي(ع)
آزادى بيان از ديدگاه امام علي(ع)
عید سعید فطر شهادت حضرت علی (ع) شب قدر میلاد امام حسن مجتبی (ع) رمضان
آخرین مطالب
لینک دوستان
+ نویسنده مهدی شجاعی در جمعه 29 خرداد 1394 | نظرات()
«طبيعت، انسان را آزاده آفريده، ولى جامعه او را بنده گردانيده است. طبيعت، انسان را خوشبخت ايجاد کرده ولى جامعه او را بدبخت و بيچاره نموده است.» 
طرفداران آزادى مطلق و دموکراسى غربى از اين غافلند که در آدمى تنها عقل حاکم نيست، بلکه هواهاى نفسانى نيز هست که اگر مراقبت نشود عقل به راحتى تسليم توفان سهمگين خواهش‌هاى نفسانى و اسير خودخواهى‌ها و زياده‌طلبى‌ها مى‌گردد. تجربه نشان داده است دموکراسى غرب نه تنها ابتلاها و نارسايى‌هاى فراوان براى بشر به ارمغان آورده، بلکه ارزش و شخصيت انسان‌ها را مسخ نموده است.
آزادى مطلق نکنى هيچ هوس
اى مرغ چو آزاد بر آيى زقفس 
کز وى نرسد زيان به آزادى کس
آزادى سودمند آن باشد و بس 

آزادى بيان در اسلام

مقصود از آزادى بيان روشن است و نيازى به توضيح ندارد. آزادى در اظهار عقيده و ابراز آن؛ آزادى انتقاد؛ آزادى ابراز موضع سياسى و... از مصاديق آزادى بيان مى‌باشد.اين مقوله از آزادى در اسلام جايگاه شايسته خود را دارد تا جايى که مبانى و ارزش‌ها را متزلزل نکند، دقيقا همان چيزى است که هم در قانون اساسى و هم در قوانين عادى به وضوح تبيين شده است.در اسلام، حق اظهار نظر کردن نه تنها جايز، بلکه در مواردى که منکرى مطرح باشد واجب شمرده شده است و به عنوان امر به معروف و نهى از منکر به عنوان يک فريضه مطرح شده است. در موارد ديگر اظهار نظر ناصحانه و دل‌سوزانه از مصاديق «النصيحه لائمه المسلمين» امرى کاملا پسنديده و مطلوب تلقى شده است.اسلام، با ايجاد روح مسئوليت در همه، در حقيقت خود بهترين زمينه را براى آزادى بيان و قلم فراهم آورده است. نبى گرامى اسلام(ص) فرمود: «الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته؛ آگاه باشيد همه شما نگهبان و مسئول از مجموعه تحت مسئوليت خويش مى‌باشيد.»
در اين راستا است که از روش‌هاى مستمر پيامبر(ص) مشورت با امت بوده است. از سيره حضرت استفاده مى‌شود. حضرت يازده بار با اصحاب مشورت کرده است.با آنکه نبى گرامي(ص) از اشتباه و خطا مصون است، مشورت مى‌کند تا اين سنت را به همه زمامداران جامعه اسلامى آموزش دهد که احترام به مردم و نظريات و پيشنهادهاى آن‌ها و زمينه اظهار نظر براى آن‌ها فراهم کردن روشى الهى و پسنديده است.توضيح اين نکته ضرورى است که همه مشورت‌هاى پيامبر(ص) در مواردى بود که حکم خاصي، از ناحيه خداوند در آن مورد نرسيده بودکه در اين موارد حکم، حکم خدا است و همه بايد تسليم امر باشند:
«و ما کان لمومن و لا مومنه اذا قضى الله و رسوله امرا ان يکون لهم الخيره من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبينا؛ و هيچ مرد و زن باايمانى حق ندارند، هنگامى که خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى از خود در برابر فرمان خدا داشته باشد و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند به گمراهى آشکار گرفتار شده است.»
مقوله امامت و ولايت بر امت «عهدالله؛» يعنى ميثاق الهى است که پيامبر به امر خداوند، امام علي(ع) را به امامت منصوب کرد و به مسلمانان امر فرمود که با حضرت بيعت کنند. بيعت براى تحکيم و تثبيت امر خداوند بود، نه براى مشروعيت دادن به ولايت مولى علي(ع.) که مشروعيت ولايت امام علي(ع) فقط و فقط به امر خداوند بود و بس.

آزادى بيان در سيره امام علي(ع)

حضرت، در دوره حکومت خود نه تنها آزادى بيان را محدود نکرد، بلکه با صراحت بر گسترش اين آزادى تاکيد ورزيد و فرمود: 
...« فلاتکلمونى بما تکلم به الجبابره و لاتتحفظوا منى بما يتحفظ به عند اهل البادره و لاتخالطونى بالمصانعه و لاتظنوا بى استثقالا فى حق قيل لي...؛ آن سان که با جباران سخن مى‌گويند با من سخن مگوييد و از من پنهان مداريد آن‌چه را از مردم خشمگين به هنگام خشمشان پنهان مى‌دارند. همچنين به چاپلوسى و تملق با من رفتار نکنيد و مپنداريد که گفتن حق بر من گران مى‌آيد.»
...« فلاتکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل؛بنابراين، از گفتن سخن حق و يا مشورت عدالت‌آميز خوددارى مکنيد.... 
امام علي(ع)، در مدت حکومت خويش در برخورد با خوارج تا جايى که تنها اظهار نظر بود و بس، آنان را آزاد گذاشت، با اينکه برخورد آن‌ها بسيار سخيف و به دور از ادب بود، ولى موضع مولا در نهايت سعه صدر و خويشتن‌دارى بود. بى‌ادبى آن‌ها همين بس که به هنگام نماز جماعت امام علي(ع) گوشه‌اى مى‌ايستادند و فرادا نماز مى‌خواندند!
به هنگام خطابه حضرت سر و صدا به راه مى‌انداختند و مزاحم استفاده مردم از خطابه دلنشين حضرت مى‌شدند!
به هنگام نماز حضرت، با خواندن آيات کفر و شرک به امام تعريض داشتند!ولى امام، با صبر و حلم و بردبارى و سعه صدر مى‌فرمود: 
«لکم عندنا ثلاث خصال: لا نمنعکم مساجد الله ان تصلوا فيها و لانمنعکم الفى‌ء ما کانت ايديکم مع ايدينا و لانبدوکم بحرب حتى تبدونا؛ شما نزد ما سه چيز را داريد 1- مانع نماز خواندن شما در مسجد نمى‌شويم 2- حق‌تان را از فى‌ء (بيت‌المال) قطع نمى‌کنيم مادامى که دستتان در دست ماست؛ (يعنى دست بهتوطئه عملى عليه حکومت نزديد.) 3- تا شما جنگ را آغاز نکرديد، ما نبرد نمى‌کنيم (ما آغازگر جنگ با شما نيستيم.)
متاسفانه اين برخورد بزرگوارانه مولا در روح آن نادانان اثر نگذاشت و سرانجام راه جنگ با حضرت را در پيش گرفتند. به همان ميزانى که امام تا قبل از حرکت توطئه‌آميز و عملى آن‌ها رفتار کريمانه و توام با سعه صدر داشت، بعد از بروز توطئه عملى و جنگ آن‌ها امام قاطعانه با آن‌ها جنگيد و دستور داد همه را به قتل برسانند جز نه نفر که از معرکه گريختند، بقيه کشته شدند. 

نصح در نهج البلاغه

امام علي(ع) در نهج البلاغه از «نصح» و «تناصح» فراوان سخن گفته است. نصح، به معناى خلوص است. به عسل خالص، عسلى که موم نداشته باشد ناصح گفته مى‌شود. اظهارنظر ناصحانه؛ عبارت است از: اظهار نظرى که جز قصد خيرخواهى غرضى ديگر در آن نباشد و با شيوه صحيح و درست و خيرخواهانه صورت پذيرد، آن حضرت در سخنى مهرآميز فرمود:
«فاعينونى بمناصحه خليه من الغش سليمه من الريب پس مرا با خيرخواهى خالصانه و سالم از هرگونه شک و ترديد يارى کنيد.»
در سخن ديگرى فرمود: 
«فعليکم بالتناصح فى ذلک و حسن التعاون عليه...؛ بر شما باد که يکديگر را بر اداى حقوق نصيحت کنيد (حقوق متقابل حکومت و مردم) و به خوبى در انجام آن همکارى نمائيد.
آن امام همام، در بيان حقوق متقابل حاکم و مردم فرمود:
ايها الناس ان لى عليکم حقا و لکم على حق فاما حقکم على فالنصيحه لکم و توفير فيئکم عليکم و تعليمکم کى لاتجهلوا و تاديبکم کيما تعلموا و اما حقى عليکم فالوفاء بالبيعه والنصيحه فى المشهد والمغيب والاجابه حين ادعوکم 
والطاعه حين امرکم؛ اى مردم مرا بر شما حقى و شما را بر من حقى است؛ حقى که شما بر گردن من داريد، خيرخواهى نسبت به شما؛ غنايم را به تمامى ميان شما تقسيم کردن؛ تعليم دادن شما است تا جاهل نمانيد و تاديب شما است تا بياموزيد و اما حقى که من بر گردن شما دارم آن است که در بيعت وفادار باشيد و در آشکارا و نهان خيرخواهى را از دست ندهيد و چون فرا مى‌خوانمتان به من پاسخ دهيد و چون فرمان مى‌دهم فرمان‌بريد.»
«نصح» در اين کلمات معناى گسترده‌اى دارد هم شامل پيشنهادهاى مفيد و سازنده است و هم شامل انتقادهاى سازنده و راهگشا، نه انتقادهاى سوزنده و مغرضانه و از سر عقده و عقده‌گشايي!!
پرواضح است که امام علي(ع) معصوم است و انتقادى بر او وارد نيست. حضرت با اين شيوه و اين سخنان در حقيقت شيوه زمامدارى را مى‌آموزد. 





تعداد بازديد : 12